معنی و تعریف
[ اَ کَ ] (ع اِ) تخت که در خانهٔ عروس
یعنی حجله نهند. || هرچه که بر آن
تکیه زنند و بنشینند از تخت و منصه و فراش.
مسند. || تختی و سریری که بر آن
حجله یا شامیانه باشد. (غیاث از ابن حاج).
|| تخت آراسته. (مهذب الاسماء)
(غیاث). سریر. اورنگ. ج، اَرائِک. (مهذب
الاسماء) (منتهی الارب). || اریکهٔ
جُرح؛ گوشت سرخ سالمی که از زیر جُرح
پدید آید چون رو به بهبود گذارد. (از
منتهی الارب). گوشت سرخ که در جراحت
پیدا شود بعد از رفتن ریم.