[ وَ ] (ص، اِ) مخفف آونگ. نگون.
معلق. آویزان. آویخته. دروا.
- آون کردن میوه؛ به آونگ
کردن آن :
همه مردم از دانه خرمن کنند
ز انگور دوشاب و آون کنند.
شمسی (یوسف و زلیخا).
لینک ها و اشتراک گذاری
آون
شماره: 2808
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ وَ ] (ص، اِ) مخفف آونگ. نگون.
معلق. آویزان. آویخته. دروا.
- آون کردن میوه؛ به آونگ
کردن آن :
همه مردم از دانه خرمن کنند
ز انگور دوشاب و آون کنند.
شمسی (یوسف و زلیخا).