[ وَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب، اِ
مرکب) آب آورد:
دوش ازبرای مطبخش هیزم ز مژگان برده ام
گفت از کجا آورده ای خاشاک آب آورده را.
؟ || چشم آب آورده؛ چشمی که ببیماری
آب مبتلی باشد.
لینک ها و اشتراک گذاری
آب آورده
شماره: 28
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ وَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب، اِ
مرکب) آب آورد:
دوش ازبرای مطبخش هیزم ز مژگان برده ام
گفت از کجا آورده ای خاشاک آب آورده را.
؟ || چشم آب آورده؛ چشمی که ببیماری
آب مبتلی باشد.