معنی و تعریف
[ اَ یَ حی ی ] (ع ص) مرد
فراخ خوی. (منتهی الارب). واسع الخلق.
مهربان. || جوانمرد. آنکه شاد شود
چون عطا دهد. (مهذب الاسماء). مرد شاد
بعطا دادن. هرکه از سخاوت پشیمان نشود. که
خرّم بود در سخاوت کردن. سخی :
الالمعی الاریحیّ المربحی
واللوذعی الفیلسوف المدره.
عبدالرزاق بن احمد العامری الشاعر.