[ کَ دَ ] (مص مرکب)
(شاید از: آب +رُفت) آورود کردن. اُرید
کردن. رود کردن. روده کردن. تمام برکندن پَر
مرغ کشته. || در آب جوشان نهادن
حیوانی کشته تا پر یا پشم آن را آسان توان
باز کردن.
لینک ها و اشتراک گذاری
آورید کردن
شماره: 2801
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ کَ دَ ] (مص مرکب)
(شاید از: آب +رُفت) آورود کردن. اُرید
کردن. رود کردن. روده کردن. تمام برکندن پَر
مرغ کشته. || در آب جوشان نهادن
حیوانی کشته تا پر یا پشم آن را آسان توان
باز کردن.