معنی و تعریف
[ اُ ] (ص) محرف. (جهانگیری) (برهان). کج. منحرف. قیقاج (بترکی). (برهان). اُریف. اریو. (رشیدی). وریب و این اریب اصل کلمهٔ مُورب عرب است، یا هر دو زبان این کلمه را داشته اند و مؤلف غیاث اللغات گوید: این [ کلمه ] امالهٔ وراب است بعد ابدال واو بهمزه : سر بتاب از حسد و گفتهٔ پر مکر و دروغ چرب کن مغز و مخر جامهٔ پرکوس و اریب. ناصرخسرو.
|| (اِ) کجی. کج رفتن. (غیاث): یک قدم چون رُخ ز بالا تا نشیب یک قدم چون پیل رفته در اریب.مولوی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اریب
شماره: 27967
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اُ ] (ص) محرف. (جهانگیری) (برهان). کج. منحرف. قیقاج (بترکی). (برهان). اُریف. اریو. (رشیدی). وریب و این اریب اصل کلمهٔ مُورب عرب است، یا هر دو زبان این کلمه را داشته اند و مؤلف غیاث اللغات گوید: این [ کلمه ] امالهٔ وراب است بعد ابدال واو بهمزه : سر بتاب از حسد و گفتهٔ پر مکر و دروغ چرب کن مغز و مخر جامهٔ پرکوس و اریب. ناصرخسرو.
|| (اِ) کجی. کج رفتن. (غیاث): یک قدم چون رُخ ز بالا تا نشیب یک قدم چون پیل رفته در اریب.مولوی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
27967
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی