معنی و تعریف
[ اَرْیْ ] (ع اِ) طعامی که در بن دیگ چسبد از سوختگی. ته گرفتگی. ته دیگ. || شهد. (غیاث اللغات). شهدی که جمع کند آن را زنبور در شکم خود و بیرون آورد، یا شهدی که در اطراف خانهٔ زنبور چسبیده بود. انگبین. (مهذب الاسماء). عسل. || نمی که بر درخت افتد. (منتهی الارب). || آنچه از مأکول که از دست یا دهان افتد گاه خوردن و آنرا لطاخه نیز گویند.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اری
شماره: 27932
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَرْیْ ] (ع اِ) طعامی که در بن دیگ چسبد از سوختگی. ته گرفتگی. ته دیگ. || شهد. (غیاث اللغات). شهدی که جمع کند آن را زنبور در شکم خود و بیرون آورد، یا شهدی که در اطراف خانهٔ زنبور چسبیده بود. انگبین. (مهذب الاسماء). عسل. || نمی که بر درخت افتد. (منتهی الارب). || آنچه از مأکول که از دست یا دهان افتد گاه خوردن و آنرا لطاخه نیز گویند.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
27932
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی