معنی و تعریف
[ اِ رَ ] (ع اِ) آتش یا آتشدان یا
برافروختگی آتش یا شدت آن. (منتهی
الارب). آتشکده. || گوشت خشک.
(منتهی الارب). گوشت خشک کرده شده به
آفتاب. || گوشت اندک بریان کرده.
|| گوشت که در سرکه یک جوش داده
در سفر همراه برند. (منتهی الارب). ج، اِرون
(مهذب الاسماء) (منتهی الارب)، اِرات. (تاج
العروس).