معنی و تعریف
[ اُ ] (مغولی، اِ مرکب) (از
مغولی اوروق لامیشی و آن مأخوذ از
اوروق لاماق، و محتمل است که با کلمهٔ
مغولی ارغو به معنی تمایل بکاری داشتن،
رابطه داشته باشد) تفریح. تفنن :
شکاریها را آنجا رانند... و لشکر حلقه کرده
دوش بدوش بازنهاده ایستاده ابتدا
اوکتای قاآن با طایفهٔ خواص دررفتی و
ساعتی تفرج کردی و شکار زدی و چون
ملول شدی در میان چیرکه [ظ: جرگه ] بر
بالای راندی و شهزادگان و امرا بترتیب
درآمدندی و آنگاه عوام و لشکر می زدندی
آنگاه بعضی را جهت اروق لامیشی رها کردی
و بکاولان مجموع شکاریها را بر تمامت
اصناف شهزادگان و امرای لشکر قسمت
کردندی. (جامع التواریخ رشیدی چ بلوشه
ج ۲ ص ۵۰ متن و ص ۲۸ تعلیقات
فرانسه)
.