معنی و تعریف
[ اَ سَ / سِ ] (اِ) ابوخلسا. (تحفهٔ
حکیم مؤمن). رجوع به انخسا و انخوسا شود.
|| اروسه (با راء هندی) لغت هندی
است و آنرا بانسه یعنی بای موحده دانسته و
بفتح واو و الف و سکون نون و فتح سین مهمله
و ها در آخر نیز نامند. نباتیست که در هند و
بنگاله بسیار پیدا میشود، مابین شجر و گیاه،
به بلندی دو ذرع و زیاده بر آن و برگ آن شبیه
ببرگ بید و اندک عریضتر از آن و شاخهای آن
پرگره و چوب آن سفید و اکثر از آن خلال
میسازند و گل آن بیشتر سفید و بعضی سرخ و
بنفش نیز میباشند و آتش چوب آن تند
میباشد و از زغال آن بارود میسازند. طبیعت
آن گرم و خشک است در اول و گویند سرد
است و گل آنرا سرد نوشته اند. گل آن جهت
دق و دفع صفرا و تسکین حدت خون و
سوزش بول و ناریت آن مفید و گویند بیخ آن
جهت سرفه و ضیق النفس و ربو و تبهای
بلغمی و صفراوی و غثیان و قی و یرقان و
حرقةالبول و قروح مجاری بول که بهندی
سوزاک و بفارسی سوزنک نامند و گفته اند تب
دق را نیز مفید است و ثمر آن به مقدار جمیز
صحرائی که بهندی کولر جنگلی نامند میشود
و سبزرنگ و تخمهای آن ریزه. گویند تعلیق
آن بر گلوی اطفال جهت سرفهٔ ایشان نافع
است. (مخزن الادویة، متن و فهرست).