معنی و تعریف
[ اِرْ ] (ع مص) رد کردن، چنانکه حق را: اروح علیه حقه. || دریافتن بوی. (منتهی الارب). بوی چیزی دریافتن. (کنز اللغات). بوی بردن. (تاج المصادر بیهقی). - ارواح صید؛ یافتن صید بوی مردم را. (منتهی الارب).
|| گندیده شدن. (کنز اللغات). گندا شدن گوشت. (تاج المصادر بیهقی). || بگردیدن آب. (تاج المصادر بیهقی).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارواح
شماره: 27752
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِرْ ] (ع مص) رد کردن، چنانکه حق را: اروح علیه حقه. || دریافتن بوی. (منتهی الارب). بوی چیزی دریافتن. (کنز اللغات). بوی بردن. (تاج المصادر بیهقی). - ارواح صید؛ یافتن صید بوی مردم را. (منتهی الارب).
|| گندیده شدن. (کنز اللغات). گندا شدن گوشت. (تاج المصادر بیهقی). || بگردیدن آب. (تاج المصادر بیهقی).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
27752
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی