ارنب بحری27666
معنی و تعریف
[ اَ نَ بِ بَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) حیوانی است صدفی شکل مایل بسرخی و مابین اجزاء او چیزی سبز مانند برگ اشنان و سر او در صلابت مثل سنگ و آن سمّ قتال و در نهایت حرارت و احراق است و ضماد کوبیدهٔ او بتنهائی و با تخم انجره سترندهٔ موی و همچنین طلاء روغن طبیخ او و سوختهٔ او جالی باصره و دندان و طلاء خون او جهت کلف و بهق نافع است و خاکستر سر او با پیه خرس و بتنهائی جهت داءالثعلب بغایت مفید است و ابن تلمیذ طلاء او را جهت گزیدن زنبور فادزهر سریع الاثر میداند. (تحفهٔ حکیم مؤمن). حیوانی است دریائی کوچک صدفی شکل سرخ رنگ و بر سر وی سنگ پاره ای است و اگر سر وی بسوزانند خاکستر آن نافع بود جهت داءالثعلب خاصه که با پیه خرس طلا کنند البته موی برویاند و اگر در چشم کشند آن خاکستر را جلاء دهد و از جملهٔ سموم قتاله است و خون وی گرم بر بهق و کلف چون طلا کنند زایل کند و خاکستر آن چون سنون سازند دندان را جلا دهد و علامت خوردن آن ضیق النفس و سرخی چشم و سرفهٔ خشک و دشخواری بول و نفث دم و درد معده و درد گرده و لون بول بنفشج بود و شش را ریش کند و از آن جمله است که کشنده بود و معالجهٔ آن به لعابات و روغن بادام شیرین و شیر زنان و خبازی و خطمی کنند جوشانیده. (اختیارات بدیعی). نوعی از حیوانات دریائی صدفی سفالپد از خانوادهٔ سپی ئیده که شامل سی نوع فرعی است و در همهٔ دریاها یافت شود. سیپیا.<۵۳۰۶۴۰۰۲۰۱۱۹۲۲۰۱>... السبفیاس. (دمشقی). لسان البحر. ماهی مرکب. (تحفه). دِمیا. صاحب ذخیرهٔ خوارزمشاهی گوشت او را از سموم شمارد: و او را زهر دادند بر دست خادمی و آن زهر شحم ارنب بحری بود. (تاریخ بیهق). || استخوان ارنب بحری موسوم است به کف دریا. زبدالبحر. آذاریقون. فلومن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارنب بحری
شماره: 27666
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ نَ بِ بَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) حیوانی است صدفی شکل مایل بسرخی و مابین اجزاء او چیزی سبز مانند برگ اشنان و سر او در صلابت مثل سنگ و آن سمّ قتال و در نهایت حرارت و احراق است و ضماد کوبیدهٔ او بتنهائی و با تخم انجره سترندهٔ موی و همچنین طلاء روغن طبیخ او و سوختهٔ او جالی باصره و دندان و طلاء خون او جهت کلف و بهق نافع است و خاکستر سر او با پیه خرس و بتنهائی جهت داءالثعلب بغایت مفید است و ابن تلمیذ طلاء او را جهت گزیدن زنبور فادزهر سریع الاثر میداند. (تحفهٔ حکیم مؤمن). حیوانی است دریائی کوچک صدفی شکل سرخ رنگ و بر سر وی سنگ پاره ای است و اگر سر وی بسوزانند خاکستر آن نافع بود جهت داءالثعلب خاصه که با پیه خرس طلا کنند البته موی برویاند و اگر در چشم کشند آن خاکستر را جلاء دهد و از جملهٔ سموم قتاله است و خون وی گرم بر بهق و کلف چون طلا کنند زایل کند و خاکستر آن چون سنون سازند دندان را جلا دهد و علامت خوردن آن ضیق النفس و سرخی چشم و سرفهٔ خشک و دشخواری بول و نفث دم و درد معده و درد گرده و لون بول بنفشج بود و شش را ریش کند و از آن جمله است که کشنده بود و معالجهٔ آن به لعابات و روغن بادام شیرین و شیر زنان و خبازی و خطمی کنند جوشانیده. (اختیارات بدیعی). نوعی از حیوانات دریائی صدفی سفالپد از خانوادهٔ سپی ئیده که شامل سی نوع فرعی است و در همهٔ دریاها یافت شود. سیپیا.<۵۳۰۶۴۰۰۲۰۱۱۹۲۲۰۱>... السبفیاس. (دمشقی). لسان البحر. ماهی مرکب. (تحفه). دِمیا. صاحب ذخیرهٔ خوارزمشاهی گوشت او را از سموم شمارد: و او را زهر دادند بر دست خادمی و آن زهر شحم ارنب بحری بود. (تاریخ بیهق). || استخوان ارنب بحری موسوم است به کف دریا. زبدالبحر. آذاریقون. فلومن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
27666
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی