معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) فریاد کردن. (منتهی
الارب). بانگ کردن. (تاج المصادر بیهقی).
بانگ و زاری کردن. بانگ کردن بزاری.
(زوزنی) (شمس اللغات) (کنز اللغه).
|| بانگ کردن کمان. آواز کردن کمان.
(شمس اللغات) (کنز اللغه). || بزاری
آوردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (کنز
اللغه). || گوش کردن بسوی کسی.
(منتهی الارب): ارَن الیه؛ اصغی. (اقرب
الموارد).