معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) بشتافتن. شتافتن.
(منتهی الارب): ارنف الرجل. || سست
کردن ستور گوش را از ماندگی. (منتهی
الارب). گوش فرواوکندن اشتر از ماندگی.
(تاج المصادر بیهقی): کان اذا نزل علیه الوحی
و هو علی القصواء تذرف عیناها و ترنف
باذنیها من ثقل الوحی. (حدیث).
|| ارناف بعیر؛ رفتن و جنبانیدن سر را
پس پیش درآمدن پوست سر او.