معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) بشتافتن. شتافتن. (منتهی الارب): ارنف الرجل. || سست کردن ستور گوش را از ماندگی. (منتهی الارب). گوش فرواوکندن اشتر از ماندگی. (تاج المصادر بیهقی): کان اذا نزل علیه الوحی و هو علی القصواء تذرف عیناها و ترنف باذنیها من ثقل الوحی. (حدیث). || ارناف بعیر؛ رفتن و جنبانیدن سر را پس پیش درآمدن پوست سر او.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارناف
شماره: 27656
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) بشتافتن. شتافتن. (منتهی الارب): ارنف الرجل. || سست کردن ستور گوش را از ماندگی. (منتهی الارب). گوش فرواوکندن اشتر از ماندگی. (تاج المصادر بیهقی): کان اذا نزل علیه الوحی و هو علی القصواء تذرف عیناها و ترنف باذنیها من ثقل الوحی. (حدیث). || ارناف بعیر؛ رفتن و جنبانیدن سر را پس پیش درآمدن پوست سر او.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
27656
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی