معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) ارمئزاز. درگشتن و
دور شدن از جای. (منتهی الارب).
|| ثابت ماندن و لازم گرفتن جای.
(منتهی الارب). از اضداد است. (اقرب
الموارد). || ترنجیدن. منقبض گردیدن.
|| حرکت کردن: ضربه فماارمازّ؛ ای
فماتحرک. (اقرب الموارد). || جنبیدن
لشکر. (منتهی الارب).