معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (ع ص) مرد بی زن. (منتهی الأرب) (شمس اللغات). عزب یا زن مرده. || بیوهٔ بدبخت و فقیر. || محتاج و درویش و بیچاره. (منتهی الأرب). مرد بی توشه. مسکین. (آنندراج). مفلس. ج، اَرامل، اَرامیل، اَراملة. (منتهی الأرب). || سال کم باران. (کنزاللغات). سال کم نفع. (منتهی الأرب). || سال بی باران. (منتهی الأرب). || گوسپند که چهار دست و پای او سپید باشد. (کنزاللغات).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارمل
شماره: 27530
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ مَ ] (ع ص) مرد بی زن. (منتهی الأرب) (شمس اللغات). عزب یا زن مرده. || بیوهٔ بدبخت و فقیر. || محتاج و درویش و بیچاره. (منتهی الأرب). مرد بی توشه. مسکین. (آنندراج). مفلس. ج، اَرامل، اَرامیل، اَراملة. (منتهی الأرب). || سال کم باران. (کنزاللغات). سال کم نفع. (منتهی الأرب). || سال بی باران. (منتهی الأرب). || گوسپند که چهار دست و پای او سپید باشد. (کنزاللغات).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
27530
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی