معنی و تعریف
[ اُ مَ ] (ترکی، اِ) پشمینه ای باشد پوشیدنی. (برهان). پشمینه ای است ستبر. جامهٔ پشمینه. صوف : بملک رخت سقرلاط پادشاه آمد امیرارمک و صوف مربعش دستور. نظام قاری. تا بهر عید نوروز هر نوع جامه دوزند اطلس بران دانا، ارمک بران کامل. نظام قاری. آدمی را باید ارمک بر بدن ورنه جل بر پشت خود دارد حمار. نظام قاری. امیران ارمک، سلاطین اطلس گزیده ز سنجاب و ابلق مراکب.نظام قاری. ارمک و قطنی و عین البقر و رومی باف ملهٔ میلک و لالائی بی حد و شمار. نظام قاری.
|| امروز جامه ای است پنبه ای برنگ خاکستری. || گونه ای از ریش بز. اَلته. رجوع به ریش بز شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارمک
شماره: 27522
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اُ مَ ] (ترکی، اِ) پشمینه ای باشد پوشیدنی. (برهان). پشمینه ای است ستبر. جامهٔ پشمینه. صوف : بملک رخت سقرلاط پادشاه آمد امیرارمک و صوف مربعش دستور. نظام قاری. تا بهر عید نوروز هر نوع جامه دوزند اطلس بران دانا، ارمک بران کامل. نظام قاری. آدمی را باید ارمک بر بدن ورنه جل بر پشت خود دارد حمار. نظام قاری. امیران ارمک، سلاطین اطلس گزیده ز سنجاب و ابلق مراکب.نظام قاری. ارمک و قطنی و عین البقر و رومی باف ملهٔ میلک و لالائی بی حد و شمار. نظام قاری.
|| امروز جامه ای است پنبه ای برنگ خاکستری. || گونه ای از ریش بز. اَلته. رجوع به ریش بز شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
27522
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی