معنی و تعریف
[ اَ مَ ] (اِ) ارمغان. (مؤید الفضلاء). (برهان). یرمغان. راه آورد. (اوبهی): چو فکرت بمعراج معنی خرامد همه حور عین آورد ارمغانی. کمال اسماعیل. چه ارمغانی از این به که دوستار آید تو خود بیا که دگر هیچ درنمی باید.سعدی. تو چه ارمغانی آری که بدوستان فرستی چه از آن به ارمغانی که تو خویشتن بیائی. سعدی. آنرا که تو از سفر بیائی حاجت نبود به ارمغانی.سعدی. بدل گفتم از مصر قند آورند بر دوستان ارمغانی برند.سعدی. چه گنج است کان ارمغانیم نیست دریغا جوانی، جوانیم نیست.نظامی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارمغانی
شماره: 27518
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ مَ ] (اِ) ارمغان. (مؤید الفضلاء). (برهان). یرمغان. راه آورد. (اوبهی): چو فکرت بمعراج معنی خرامد همه حور عین آورد ارمغانی. کمال اسماعیل. چه ارمغانی از این به که دوستار آید تو خود بیا که دگر هیچ درنمی باید.سعدی. تو چه ارمغانی آری که بدوستان فرستی چه از آن به ارمغانی که تو خویشتن بیائی. سعدی. آنرا که تو از سفر بیائی حاجت نبود به ارمغانی.سعدی. بدل گفتم از مصر قند آورند بر دوستان ارمغانی برند.سعدی. چه گنج است کان ارمغانیم نیست دریغا جوانی، جوانیم نیست.نظامی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
27518
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی