معنی و تعریف
[ اُ مُ ] (اِخ) ارمز. هرمز. هرمزد. اورمزد. اهورمزدا. || مشتری. برجیس : قوس و حوتست و طائر و ارمزد جدی و دلو از زحل بجوید مزد.سنائی.
|| (اِ) روز اول از هر ماه شمسی. (برهان) (غیاث): روز ارمزد است شاها شاد زی بر کت شاهی نشین و باده خور. بوشکور بلخی. یکی کودک آمدْش ارمزدروز بنیک اختر و فال گیتی فروز.فردوسی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارمزد
شماره: 27507
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اُ مُ ] (اِخ) ارمز. هرمز. هرمزد. اورمزد. اهورمزدا. || مشتری. برجیس : قوس و حوتست و طائر و ارمزد جدی و دلو از زحل بجوید مزد.سنائی.
|| (اِ) روز اول از هر ماه شمسی. (برهان) (غیاث): روز ارمزد است شاها شاد زی بر کت شاهی نشین و باده خور. بوشکور بلخی. یکی کودک آمدْش ارمزدروز بنیک اختر و فال گیتی فروز.فردوسی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
27507
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی