معنی و تعریف
[ ] (اِخ) (عازر، افندی)
الصیدلی. وی در قاهره شهرت داشت و در
ادارهٔ طبی عساکر مصر صیدلی و در
بیمارستان قصرالعینی اجزاچی باشی بود و در
مدرسةالحکیمات مدرس فن اقرباذین بود. او
راست: ۱- تذکرةالاطباء و الصیدلیین
فی المادة و الاقرباذین که در مطبعةالتوفیق
بسال ۱۸۹۸ م. طبع شده است. ۲- الخلاصة
اللغویة فی اصطلاح فن الطب والصیدلیة، در
مصر به سال ۱۸۹۵ م. بچاپ رسیده است. ۳-
المذکرةاللغویة، و آن شامل اهم مفردات
ممالک طبیعیهٔ سه گانه است بزبانهای عربی و
فرانسوی و انگلیسی و آن در مطبعة المصریه
بسال ۱۹۲۰ م. مطابق ۱۳۳۸هـ . ق. بطبع
رسیده. (معجم المطبوعات.)