معنی و تعریف
[ اِ ] (اِخ) ملکهٔ پرُوانس، متولده
در ۸۵۵ م. و متوفاة در پلِزانس به سال ۸۹۰ م.
وی دختر امپراطور لوئی دوم بود و به سال
۸۷۷ با دوک بُسُن دوکِ لمباردی ازدواج کرد
و جنگی بین لوئی و کارلُمان با بسن درگرفت
و بسن بگریخت. ارمانگارد در وین محصور
شد و از ۸۸۰ تا ۸۸۲ شجاعانه دفاع کرد ولی
بالنتیجه تسلیم گردید و او را در اوتُن محبوس
ساختند و پس از مرگ شوهر (۸۸۷ م.) آزاد
گردید و چون پسر او لوئی به سنی رسید که
شایستهٔ حکومت بود، ارمانگارد در صومعهٔ
سن سیکست دپلزانس منزوی گردید و
همانجا بمرد و ازو دختری بنام انژلترود
برجای ماند که با کنت دورنی، گیوم متقی،
ازدواج کرد.