مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
ارمام
27463
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
پوسیدن استخوان. (منتهی الأرب).
||
خاموش شدن. (زوزنی) (منتهی الأرب). خاموش گشتن.
||
مغزدار گشتن. (تاج المصادر بیهقی). مغز داشتن. ارمام عظم؛ بامغز شدن استخوان. (منتهی الأرب).
||
ارمام بلهو؛ ببازی گرائیدن. مائل ببازی شدن.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
ارمام
شماره: 27463
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
پوسیدن استخوان. (منتهی الأرب).
||
خاموش شدن. (زوزنی) (منتهی الأرب). خاموش گشتن.
||
مغزدار گشتن. (تاج المصادر بیهقی). مغز داشتن. ارمام عظم؛ بامغز شدن استخوان. (منتهی الأرب).
||
ارمام بلهو؛ ببازی گرائیدن. مائل ببازی شدن.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
27463
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری