معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) پوسیدن استخوان. (منتهی الأرب). || خاموش شدن. (زوزنی) (منتهی الأرب). خاموش گشتن. || مغزدار گشتن. (تاج المصادر بیهقی). مغز داشتن. ارمام عظم؛ بامغز شدن استخوان. (منتهی الأرب). || ارمام بلهو؛ ببازی گرائیدن. مائل ببازی شدن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارمام
شماره: 27463
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) پوسیدن استخوان. (منتهی الأرب). || خاموش شدن. (زوزنی) (منتهی الأرب). خاموش گشتن. || مغزدار گشتن. (تاج المصادر بیهقی). مغز داشتن. ارمام عظم؛ بامغز شدن استخوان. (منتهی الأرب). || ارمام بلهو؛ ببازی گرائیدن. مائل ببازی شدن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
27463
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی