معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) ارمال نسیج؛ بافتن
بوریا و جز آن. باریک بافتن بوریا یا عام
است. (منتهی الأرب). حصیر بافتن. (تاج
المصادر بیهقی) (زوزنی). || ارمالِ
سریر؛ بافتن آن با برگ خرما. به رسن برگ
خرما بافتن سریر را. (منتهی الأرب).
|| ارمال حبل؛ دراز کردن رسن را.
(منتهی الأرب). || ارمال زاد؛ سپری
کردن توشه. || ارمال قوم؛ سپری شدن
زادشان. بی زاد ماندن قوم. (تاج المصادر
بیهقی). بی زاد و توشه شدن مردم. درویش
شدن. || ارمالِ سهم؛ آلوده بخون شدن
تیر. (منتهی الأرب). || ارمال مرأة؛
ارملة گردیدن زن. (منتهی الأرب). بیوه شدن
زن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی).