معنی و تعریف
[ اَ لَ ] (اِ) ارمال. گیاهی است در
جبال یمن و درخت آن بذراعی رسد. برگ آن
اغبر و فروهشته و گلش آسمانگون است و
میوه ندارد و مستعمل پوست آنست و
نیکوترین آن مایل بزردی است و آن چه در
تموز گیرند در آخر دوم گرم و خشک و
نائب مناب قرنفل و دارصینی است و بدل آنها
فروخته شود و مانع انتشار زخمها و آکله و
ضربان مفاصل و امراض دندان است و آنرا
بشرب و طلا بکار برند. جهت اصلاح ناخن
استعمال شود و مدرّ فضلات است بجز شیر و
بخارات کریه را قطع کند و مصدع است و
مصلح آن کزبره و قدر شربت آن تا دو مثقال
است مفرداً و بدل در نکهت کبابة و در غیر
آن سلیخة است. (تذکرهٔ ضریر انطاکی). و
رجوع به ارمال و ارماک و مخزن الادویه
شود.