معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) درویش شدن. (تاج المصادر بیهقی). محتاج و درویش شدن. (منتهی الأرب). || ارماد قوم؛ بقحط و خشکسال رسیدن آنان و هلاک شدن مواشی ایشان. (از منتهی الأرب). || ارماد ناقه؛ پستان کردن او و همچنین گوسفند و گاو. (از منتهی الأرب). شیر از پستان چکانیدن گوسفند و شتر و غیر آن، در گاه نزدیک بزائیدن شدن. (از کنزاللغات): ارمدت الشاة؛ ای ترک لبنها قبیل النتاج. (تاج المصادر بیهقی). || دردگین چشم گردانیدن. (از منتهی الأرب). چشم دردگین گردانیدن. (تاج المصادر بیهقی).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارماد
شماره: 27445
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) درویش شدن. (تاج المصادر بیهقی). محتاج و درویش شدن. (منتهی الأرب). || ارماد قوم؛ بقحط و خشکسال رسیدن آنان و هلاک شدن مواشی ایشان. (از منتهی الأرب). || ارماد ناقه؛ پستان کردن او و همچنین گوسفند و گاو. (از منتهی الأرب). شیر از پستان چکانیدن گوسفند و شتر و غیر آن، در گاه نزدیک بزائیدن شدن. (از کنزاللغات): ارمدت الشاة؛ ای ترک لبنها قبیل النتاج. (تاج المصادر بیهقی). || دردگین چشم گردانیدن. (از منتهی الأرب). چشم دردگین گردانیدن. (تاج المصادر بیهقی).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
27445
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی