معنی و تعریف
[ رَ / رِ ] (اِ) حساب. دفتر حساب. اوارجه. آمار. آماره. آوار که حسابهای پراکندهٔ دیوانی در آن نویسند: بس دیر نمانده ست که ملک ملکان را آرند بدیوان تو آواره و دفتر.معزی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آواره
شماره: 2747
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ رَ / رِ ] (اِ) حساب. دفتر حساب. اوارجه. آمار. آماره. آوار که حسابهای پراکندهٔ دیوانی در آن نویسند: بس دیر نمانده ست که ملک ملکان را آرند بدیوان تو آواره و دفتر.معزی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2747
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی