معنی و تعریف
[ اَ گَ جَ ] (هندی، اِ) خوشبوئی است مرکب که از صندل و گلاب و کافور و مشک و عنبر و روغن سمن سازند. (غیاث اللغات) (آنندراج). و صاحب آنندراج گوید: نعمت خان عالی راست : بیخودی تنگ در آغوش کشیده ست مرا آن قبا تا بر دوش ارگجه پوش آمده است.
مخفی نماند که مجموع «قبا تا بر دوش ارگجه پوش» که اسم محبوب است با ماقبل خود مبتدا، و «آمده است» خبر این مبتدا (؟) - انتهی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارگجه
شماره: 27386
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ گَ جَ ] (هندی، اِ) خوشبوئی است مرکب که از صندل و گلاب و کافور و مشک و عنبر و روغن سمن سازند. (غیاث اللغات) (آنندراج). و صاحب آنندراج گوید: نعمت خان عالی راست : بیخودی تنگ در آغوش کشیده ست مرا آن قبا تا بر دوش ارگجه پوش آمده است.
مخفی نماند که مجموع «قبا تا بر دوش ارگجه پوش» که اسم محبوب است با ماقبل خود مبتدا، و «آمده است» خبر این مبتدا (؟) - انتهی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
27386
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی