[ اَ تَ ] (پارسی باستان، ص
مرکب، اِ مرکب) ارگبد. ارگبذ. کوتوال. دژبان.
رئیس ارگ. و این شغلی بود مهم که شاهان
هخامنشی به اشخاص معتمد تفویض
میکردند. (ایران باستان ص ۱۴۶۹ و ۱۴۸۱).
لینک ها و اشتراک گذاری
ارگ پات
شماره: 27383
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اَ تَ ] (پارسی باستان، ص
مرکب، اِ مرکب) ارگبد. ارگبذ. کوتوال. دژبان.
رئیس ارگ. و این شغلی بود مهم که شاهان
هخامنشی به اشخاص معتمد تفویض
میکردند. (ایران باستان ص ۱۴۶۹ و ۱۴۸۱).