معنی و تعریف
[ اَ ] (اِخ) (شاهزادهٔ قوم) پسر
هیرودیس کبیر، از زوجهٔ «شومرونی» او که
«ملتیس» نام داشت وی با برادر خود
«انتی پاس» در روم تعلیم یافت و بعد از وفات
پدر بر یهودیه و ادومیه و سامره مسلط شد و
بلقب اثنارک یا تترارک ملقب بود و از این
جهت در متی (۲:۲۲) همچون سلطان یاد شده
و از این آیه معلوم میشود که وی بر اثر اقدام
پدر خود قدم زده، ستمکاری و مردم آزاری را
شیوهٔ خود ساخت و طبق تاریخ پس از آنکه
مدت ده سال در ظلم و ستم بسر برد، رعایا از
او رنجیده در حضور امپراطور از وی شکایت
کردند. از آنرو امپراطور وی را اخراج بلد کرد
و به ونه که در ساحل رود اردن واقع است
فرستاد و او بدانجا درگذشت. (قاموس کتاب
مقدس).