معنی و تعریف
[ اَرْ رَ ] (اِخ) ولایتی است از برمهٔ
انگلیس و آن از جانب شرقی، از خلیج بنگال
بین ۱۶ و ۲۲ درجه و ۳۰ دقیقهٔ عرض شمالی
و بین ۹۲ و ۹۴ درجهٔ طول شرقی امتداد دارد
و در مشرق آن بلاد برمه قرار دارند که سلسلهٔ
جبالی آن ها را جدا کرده است. مساحت سطح
آن ۲۳۵۲۹ میل مربع است و دارای کوههای
بسیار و اودیه و دشتهای پرنعمت است و
باران آن حتی در فصول حارّه، یعنی تشرین
ثانی و دو کانون، بسیار است و خاک این
ولایت بسیار حاصلخیز است ولی مردم آن
توجهی بزراعت ندارند و محصولات آن
چوب و زغال و نفت و نمک و تنباکو و پوست
و زیتون و پنبه و زاج و شاخ و عاج و معادن و
میوه است و همهٔ محصولات خط سرطان در
آنجا بدست آید و با وجود این شهرهای مهم
آن اندک است و پلنگ و فیل بسیار دارد و
هوای آن نیکو نیست و برای صحت مضر
است و نهرهای بسیار از آن گذرد که اعظم
آنها نهر موسوم به ارکان است و قسمت غالب
آن قابل کشتی رانی در بعض جهات است و در
سواحل وی عدّه ای جزایر است که در آنها
بعضی آتشفشانها دیده میشود. نصف سکنهٔ آن
موغان اند که اهالی اصلی آنجا را تشکیل
دهند و مذهب ایشان بودایی است و از هیئت
ایشان برمی آید که اصل آنان از چین است و
رنگ و هیئت ایشان مانند عبید نیست با آنکه
در اقلیم حارّه زیست کنند و زبان ایشان یک
صوتی است و تعلیم در میان آنان بسیار رواج
دارد و اندکی امّی باشند و زیّ زنان ایشان زیّ
زنان چینی است و از عادات آنان رهن دادن
زنان و فرزندان است بهنگام وام گرفتن و
چون وام بگزارند ایشان را بازستانند و این
بلاد در قدیم مستقل بود و مغول و بغوان بارها
با ایشان جنگیدند و اهالی برمه به سال ۱۱۹۸
هـ . ق. آنجا را فتح کردند و انگلیسیان ۱۲۴۰
هـ . ق. آنجا را از ایشان خریدند و تا کنون در
دست آنانست. عدد اهالی آن قریب ۵۰۰
هزار است. (ضمیمهٔ معجم البلدان).
|| در قدیم شهری بود پایتخت ولایت
مذکور، موقع آن بر ساحل نهری بهمین اسم
بمسافت ۵۰ میلی مصبّ وی، بین ۹ درجه و
۴۵ دقیقه عرض شمالی و ۲۰ درجه و ۴۰
دقیقه طول شرقی. سکنهٔ آن در قدیم ۹۵ هزار
بود و اکنون قریب ۱۰ هزار است و پیوسته رو
به انحطاط و خرابی میرود و سبب ظاهر آن
بدی هواست. (ضمیمهٔ معجم البلدان).