مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
آبستنی
274
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ بِ تَ ]
(حامص)
حَبَل. (دهار). حمل. باروری. بار: ترا پنج ماهست از آبستنی از این نامور بچهٔ رستنی.فردوسی. زآبستنی تهی نشوی هرگز هرچند روزروز همی زایی.ناصرخسرو.
-
امثال:
آبستنی نهان بود و زادن آشکار.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
آبستنی
شماره: 274
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ بِ تَ ]
(حامص)
حَبَل. (دهار). حمل. باروری. بار: ترا پنج ماهست از آبستنی از این نامور بچهٔ رستنی.فردوسی. زآبستنی تهی نشوی هرگز هرچند روزروز همی زایی.ناصرخسرو.
-
امثال:
آبستنی نهان بود و زادن آشکار.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
274
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری