معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) پناه گرفتن به. (منتهی
الأرب). پناه بردن: ارکی الیه. || پناه
بکسی دادن. (تاج المصادر بیهقی). زنهار
دادن. || مهلت دادن. (منتهی الأرب).
|| گناه نهادن. گناه بر کسی نهادن. (تاج
المصادر بیهقی): ارکی علیه؛ گناه نهاد بر وی و
بد گفت. (منتهی الأرب). || ارکاء جند؛
ساخته و آماده کردن لشکر. (منتهی الأرب).
مهیا کردن لشکر: ارکی لهم جنداً.
|| تأخیر و درنگ کردن در کاری:
ارکنی الی کذا. (منتهی الأرب).