معنی و تعریف
[ اَ ] (اِخ) از سرداران هولاکو
که از طرف وی مأمور تسخیر حصار
مستحکم اربل شد و آن حصار در دست
جماعتی از کردان بود. ارقیو مدتی درپای آن
قلعه سرگشته ماند و بگشودن آن موفق نشد تا
بکمک لشکری و فکری بدرالدّین لؤلؤ آنجا را
بگشود و باروی آن خراب کرد و عازم حدود
شام شد. هولاگو بدستیاری گیتوبوقا و
ارقیونویان و سونجاق حلب را پس از یک
هفته جنگ، از الملک المعظم تورانشاه
عم الملک الناصر یوسف گرفت و مغول یک
هفته حلب را غارت کردند و خلق بسیاری از
مردم آنرا طعمهٔ شمشیر ساختند ولی قلعهٔ شهر
چهل روز مقاومت کرد و عاقبت مردم آنجا
نیز امان خواسته و قلعه را بتصرف هولاگو
دادند. (تاریخ مغول ص ۱۹۱،۱۹۲). رجوع به
حبط ج ۲ ص ۳۳ شود.