معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) رقیق کردن. تُنُک گردانیدن. (منتهی الأرب). تُنُک کردن. (تاج المصادر بیهقی). مقابل تغلیظ. || بنده کردن. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الأرب). رِقّ کردن. بنده گردانیدن. به بندگی گرفتن. || نیکو کردن سخن را. (منتخب اللغات). || بدحال گشتن. بدحال گردیدن. (منتهی الأرب). || ارقاق عنب؛ به آخر رسیدن پختگی انگور سپید. (منتهی الأرب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارقاق
شماره: 27232
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) رقیق کردن. تُنُک گردانیدن. (منتهی الأرب). تُنُک کردن. (تاج المصادر بیهقی). مقابل تغلیظ. || بنده کردن. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الأرب). رِقّ کردن. بنده گردانیدن. به بندگی گرفتن. || نیکو کردن سخن را. (منتخب اللغات). || بدحال گشتن. بدحال گردیدن. (منتهی الأرب). || ارقاق عنب؛ به آخر رسیدن پختگی انگور سپید. (منتهی الأرب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
27232
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی