معنی و تعریف
[ اَ رِقْ قا ] (ع ص، اِ) جِ رقیق. بندگان.
مملوکان: نخاس... کنیزکی را بر دیگری
مزیّت میدهد و چون از وی وجه رجحان و
مزیّت این بر آن میطلبیم آنچ بکثرت دربت و
طول ممارست از مزاولت بیع و شراء دوابّ و
ارقّاء بذوق یافته است در عبارت نمیتواند
آورد. (المعجم چ طهران ص ۳۳۸).