معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) خشک و ساکن
گردانیدن اشک را. (منتهی الأرب). واایستادن
خون و اشک. (تاج المصادر بیهقی). استادن
اشک و خون. (زوزنی). || ارقاء عَرَق؛
برداشتن خوی. || ابوالشرف ناصح بن
ظفربن سعد منشی جرفادقانی، مترجم تاریخ
یمینی، ارقاء را به معنی بلند گردانیدن و ارتقاء
دادن آورده است: شیخ ابوالحسین عتبی در
ترتیب و تمشیت کار و اعلای دَرَجت و ارقای
مرتبت او جدّ بلیغ نمود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی
ص ۵۱). در حسن ایثار و لطف اصطناع و
تدریج مکانت و ارقای مرتبت او میفزود.
(ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۹۷ نسخهٔ چاپی و
نسخهٔ خطی).