آبستن گشتن273
معنی و تعریف
[ بِ تَ گَ تَ ] (مص مرکب) آبستن شدن. رجوع به آبستن شدن شود: این بلایه بچگان را ز چه کس آمده زِه همه آبستن گشتند به یک شب کِهْ و مِهْ. منوچهری.
|| رشوه در خفا ستده بودن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آبستن گشتن
شماره: 273
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ بِ تَ گَ تَ ] (مص مرکب) آبستن شدن. رجوع به آبستن شدن شود: این بلایه بچگان را ز چه کس آمده زِه همه آبستن گشتند به یک شب کِهْ و مِهْ. منوچهری.
|| رشوه در خفا ستده بودن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
273
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی