[ اِ فِ ] (ع مص) پراکنده شدن.
پریشان شدن. (منتهی الأرب).
|| برشاشیده شدن و پریشان شدن
سرشک. (منتهی الأرب). چکیدن سرشک.
پاشیده شدن اشک و آب و آنچه بدان ماند.
(زوزنی). || رفتن هر چیزی.
|| روان شدن خوی. (منتهی الأرب).
لینک ها و اشتراک گذاری
ارفضاض
شماره: 27194
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ فِ ] (ع مص) پراکنده شدن.
پریشان شدن. (منتهی الأرب).
|| برشاشیده شدن و پریشان شدن
سرشک. (منتهی الأرب). چکیدن سرشک.
پاشیده شدن اشک و آب و آنچه بدان ماند.
(زوزنی). || رفتن هر چیزی.
|| روان شدن خوی. (منتهی الأرب).