معنی و تعریف
[ اَ ] (معرب، اِ) ارغن. (جهانگیری). ارغنون. (شعوری). مخفف ارغنون. (برهان). رجوع به ارغن و ارغنون شود. || (ص) اسب تند و تیز. (جهانگیری) (برهان). قسمی از اسپ تند و تیز. (رشیدی): چنان تاخت ارغون پولادسم که در گنبد از گرد شد، ماه گم.اسدی. هزار اسب دیگر بزرین ستام از ارغون و از تازی تیزگام.اسدی. ترا چه نالهٔ کوس و چه نالهٔ ارغن بروز جنگ چو باشی نشسته بر ارغون. قطران.
|| اسپی که از جانبی ترکی و از جانبی تازی بود. (آنندراج).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارغون
شماره: 27133
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ ] (معرب، اِ) ارغن. (جهانگیری). ارغنون. (شعوری). مخفف ارغنون. (برهان). رجوع به ارغن و ارغنون شود. || (ص) اسب تند و تیز. (جهانگیری) (برهان). قسمی از اسپ تند و تیز. (رشیدی): چنان تاخت ارغون پولادسم که در گنبد از گرد شد، ماه گم.اسدی. هزار اسب دیگر بزرین ستام از ارغون و از تازی تیزگام.اسدی. ترا چه نالهٔ کوس و چه نالهٔ ارغن بروز جنگ چو باشی نشسته بر ارغون. قطران.
|| اسپی که از جانبی ترکی و از جانبی تازی بود. (آنندراج).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
27133
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی