معنی و تعریف
[ اَرْ رَ ] (اِخ) ارجان. شهری است
بناحیت پارس بزرگ و خرم و با خواسته و
نعمت فراخ و هوائی درست. بروستای وی
چاه آبی است که ژرفی وی همه جهان نتواند
دانست و از وی مقدار یک آسیا آب برآید و بر
روی زمین برود و از این شهر دوشاب نیک
خیزد. (حدود العالم). یاقوت گوید: عامهٔ عجم
ارّجان را ارغان گویند. رجوع به ارجان و
المعرب جوالیقی چ احمد محمد شاکر ص ۳۰
شود.