معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) بخاک رسانیدن. (غیاث
اللغات). بخاک چسبانیدن. بخاک مالیدن. در
خاک افکندن چیزی را از دست یا دهان.
|| خاک آلود کردن بینی کسی را. بینی
کسی را بر خاک مالیدن: ارغم اللََّه انفه؛ ای
الصقه بالرغام؛ یعنی بخاک مالد خدای بینی او
را. || خشم کردن بر: ارغمه اللََّه. (منتهی
الأرب). || بخشم آوردن.
|| خوار کردن. (غیاث اللغات). خوار
گردانیدن. ذلیل کردن. || سیاه کردن.
(آنندراج).