معنی و تعریف
[ گَ ] (ق مرکب) آن زمان. آن وقت. در آن حال : بهرام، آنگهی که بخشم افتی بر گاه اورمزد دُرافشانی.دقیقی. کشیدندشان خسته و بسته زار بجان خواستند آنگهی زینهار.فردوسی. سوی زال کرد آنگهی سام روی که داد و دهش گیرد آرامجوی.فردوسی. نبشت آنگهی پاسخ نامه باز به نزدیک فرزند گردنفراز.فردوسی.
|| پس. سپس. بعد. بعد از آن : بخواند آنگهی زرگر دند را ز همسایگانان تنی چند را.ابوشکور. چو این کرده شد چارهٔ آب ساخت ز دریا برآورد و هامون نواخت بجوی آنگهی آب را راه کرد به فرّ کئی رنج کوتاه کرد.فردوسی. بزال آنگهی گفت تندی مکن بر اندازه باید که رانی سخُن.فردوسی. بطوس آنگهی گفت کای هوشمند مر این گفته را بشنو و کار بند.فردوسی. قوم فرعون همه را در تک دریا راند آنگهی غرقه کُنَدْشان و نگون گرداند. منوچهری. ترک بدی مقدمهٔ فعل نیکی است کاوّل علاج واجب بیمار احتماست خود نفی باطل اوّل لفظ شهادت است کاوّل اعوذ وآنگهی الحمد و والضحی است. کمال اسماعیل.
- وانگهی؛ بعلاوه. از این گذشته.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آنگهی
شماره: 2709
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ گَ ] (ق مرکب) آن زمان. آن وقت. در آن حال : بهرام، آنگهی که بخشم افتی بر گاه اورمزد دُرافشانی.دقیقی. کشیدندشان خسته و بسته زار بجان خواستند آنگهی زینهار.فردوسی. سوی زال کرد آنگهی سام روی که داد و دهش گیرد آرامجوی.فردوسی. نبشت آنگهی پاسخ نامه باز به نزدیک فرزند گردنفراز.فردوسی.
|| پس. سپس. بعد. بعد از آن : بخواند آنگهی زرگر دند را ز همسایگانان تنی چند را.ابوشکور. چو این کرده شد چارهٔ آب ساخت ز دریا برآورد و هامون نواخت بجوی آنگهی آب را راه کرد به فرّ کئی رنج کوتاه کرد.فردوسی. بزال آنگهی گفت تندی مکن بر اندازه باید که رانی سخُن.فردوسی. بطوس آنگهی گفت کای هوشمند مر این گفته را بشنو و کار بند.فردوسی. قوم فرعون همه را در تک دریا راند آنگهی غرقه کُنَدْشان و نگون گرداند. منوچهری. ترک بدی مقدمهٔ فعل نیکی است کاوّل علاج واجب بیمار احتماست خود نفی باطل اوّل لفظ شهادت است کاوّل اعوذ وآنگهی الحمد و والضحی است. کمال اسماعیل.
- وانگهی؛ بعلاوه. از این گذشته.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2709
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی