معنی و تعریف
[ اَ ] (اِ) جوی آب. رودخانه. (برهان) (آنندراج). ارغا. (جهانگیری) (برهان): فرازش پر از خون چو کوه طبرخون نشیبش ز اشکم چو ارغاب و آغر.عمعق. ز هر دو دیده دو ارغاب خون شده ست روان. سوزنی. آنکه از عشوه های او ارغاب میدهد تشنه را فریب سراب. سیف (از فرهنگ رشیدی).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارغاب
شماره: 27062
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ ] (اِ) جوی آب. رودخانه. (برهان) (آنندراج). ارغا. (جهانگیری) (برهان): فرازش پر از خون چو کوه طبرخون نشیبش ز اشکم چو ارغاب و آغر.عمعق. ز هر دو دیده دو ارغاب خون شده ست روان. سوزنی. آنکه از عشوه های او ارغاب میدهد تشنه را فریب سراب. سیف (از فرهنگ رشیدی).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
27062
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی