معنی و تعریف
[ اَ عَ ] (ع ص) نادان. ابله. احمق. مرد گول زودسخن. || فروهشته گوشت و سست. (منتهی الأرب). مسترخی. || دراز بی عقل. احمق دراز. دراز احمق. (زمخشری). مؤنث: رَعْناء. || جیش ارعن؛ لشکر گران بسیار. (منتهی الأرب). آن لشکر که بپارهٔ کوه ماند. (مهذب الاسماء). لشکر کوهی. سپاهی گران. جیش عظیم. || (ن تف) نعت تفضیلی از رعن. - امثال:
ارعن من هواءالبصرة؛
الرعن الاسترخاء و الاضطراب و قال: و دخلوها رحلة فیها رعن، و انما وصفوا هواها بذلک لاضطراب فیها و سرعة تغیره. (مجمع الامثال میدانی).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارعن
شماره: 27050
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ عَ ] (ع ص) نادان. ابله. احمق. مرد گول زودسخن. || فروهشته گوشت و سست. (منتهی الأرب). مسترخی. || دراز بی عقل. احمق دراز. دراز احمق. (زمخشری). مؤنث: رَعْناء. || جیش ارعن؛ لشکر گران بسیار. (منتهی الأرب). آن لشکر که بپارهٔ کوه ماند. (مهذب الاسماء). لشکر کوهی. سپاهی گران. جیش عظیم. || (ن تف) نعت تفضیلی از رعن. - امثال:
ارعن من هواءالبصرة؛
الرعن الاسترخاء و الاضطراب و قال: و دخلوها رحلة فیها رعن، و انما وصفوا هواها بذلک لاضطراب فیها و سرعة تغیره. (مجمع الامثال میدانی).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
27050
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی