[ اِ ] (ع مص) شتابانیدن. (منتهی
الأرب) (تاج المصادر بیهقی). شتابانیدن کسی
را. || رعاف آوردن. خون بینی را سبب
شدن. خون از بینی بیاوردن. (تاج المصادر
بیهقی). || مملو کردن: ارعاف قِربة؛ پر
کردن مشک. (منتهی الأرب) (تاج المصادر
بیهقی).
لینک ها و اشتراک گذاری
ارعاف
شماره: 27039
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) شتابانیدن. (منتهی
الأرب) (تاج المصادر بیهقی). شتابانیدن کسی
را. || رعاف آوردن. خون بینی را سبب
شدن. خون از بینی بیاوردن. (تاج المصادر
بیهقی). || مملو کردن: ارعاف قِربة؛ پر
کردن مشک. (منتهی الأرب) (تاج المصادر
بیهقی).