معنی و تعریف
[ اَ ] (معرب، اِ) امبروسیا.
ارطاناسیا. (تذکرهٔ ضریر انطاکی).
بوی مادران. بویمدران. شویلا. برنجاسف.
شواصرا. مسک الجن . ارطیمیا. ارطمیسا
گویند و آن اطمیساست و بلنجاسف و
برنجاسف گویند. (اختیارات بدیعی). بیونانی
برنجاسف است. (تحفهٔ حکیم مؤمن).