معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) درنگی کردن. (منتهی الأرب). درنگی شدن مرد. (تاج المصادر بیهقی). || آهسته و گران گردیدن. (منتهی الأرب). || سخت دویدن. (منتهی الأرب). || سطبر گردیدن ماست. ستبر شدن شیر. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). غلیظ شدن شیر و مثل آن. || بریده شدن شیر. (منتهی الأرب). || روان کردن خوی. (منتهی الأرب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارضاض
شماره: 26949
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) درنگی کردن. (منتهی الأرب). درنگی شدن مرد. (تاج المصادر بیهقی). || آهسته و گران گردیدن. (منتهی الأرب). || سخت دویدن. (منتهی الأرب). || سطبر گردیدن ماست. ستبر شدن شیر. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). غلیظ شدن شیر و مثل آن. || بریده شدن شیر. (منتهی الأرب). || روان کردن خوی. (منتهی الأرب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
26949
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی