مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
آنکش
2697
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ کِ ] (ضمیر +حرف ربط +ضمیر) مخفف آنکه اَش. آنکه او را: هر آن شمعی که ایزد برفروزد هر آنکش پف کند سبلت بسوزد. ابوشکور (از تحفهٔ اوبهی).
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
آنکش
شماره: 2697
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ کِ ] (ضمیر +حرف ربط +ضمیر) مخفف آنکه اَش. آنکه او را: هر آن شمعی که ایزد برفروزد هر آنکش پف کند سبلت بسوزد. ابوشکور (از تحفهٔ اوبهی).
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
2697
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری