معنی و تعریف
[ اَ ] (ع اِ) زمین. (منتهی الأرب). زمی. غبرا. امّ آدم. ام صبّار. ام عبید. ام کفاة. ابن حلاوة. || خاک. و آن مؤنث و اسم جنس است. (منتهی الأرب). ج، ارضون، ارضین، ارضات، اُروض، اراضٍ، اراضی. (مهذب الاسماء). و بعضی ارض را جمع بدون واحد دانسته اند. (منتهی الأرب). و رجوع به زمین شود. || دست و پای اسب. (مهذب الاسماء). دست و پای چاروا. || اسفل قوائم ستور. || هرچه فرود و پست باشد. هر جای پست. موضع شیب. || زکام. (مهذب الاسماء). || لرزه. (مهذب الاسماء). لرزهٔ تب. || لاارض لک؛ کلمهٔ ذم است مانند لااُم لک. - ارض الجزیه؛ زمینی که بتصرف مسلمین درآمده و طبق پیمان با شرایط مقرره از جانب امام بمالکین غیرمسلمان بازداده شود. (شرایع الاسلام). - اراضی عامره و اراضی موات. رجوع بشرایع الاسلام، کتاب «احیاءالموات» شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ارض
شماره: 26943
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ ] (ع اِ) زمین. (منتهی الأرب). زمی. غبرا. امّ آدم. ام صبّار. ام عبید. ام کفاة. ابن حلاوة. || خاک. و آن مؤنث و اسم جنس است. (منتهی الأرب). ج، ارضون، ارضین، ارضات، اُروض، اراضٍ، اراضی. (مهذب الاسماء). و بعضی ارض را جمع بدون واحد دانسته اند. (منتهی الأرب). و رجوع به زمین شود. || دست و پای اسب. (مهذب الاسماء). دست و پای چاروا. || اسفل قوائم ستور. || هرچه فرود و پست باشد. هر جای پست. موضع شیب. || زکام. (مهذب الاسماء). || لرزه. (مهذب الاسماء). لرزهٔ تب. || لاارض لک؛ کلمهٔ ذم است مانند لااُم لک. - ارض الجزیه؛ زمینی که بتصرف مسلمین درآمده و طبق پیمان با شرایط مقرره از جانب امام بمالکین غیرمسلمان بازداده شود. (شرایع الاسلام). - اراضی عامره و اراضی موات. رجوع بشرایع الاسلام، کتاب «احیاءالموات» شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
26943
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی