معنی و تعریف
[ گُ ] (اِخ) نام یکی از خویشان
افراسیاب است که در کشتن سیاوش مکرها
کرد و حیله ها انگیخت و او را گروی زره نیز
گویند. (برهان) (آنندراج). رجوع به فهرست
ولف شود:
نهادند پس گیو را با گروی
که همزور بودند و پرخاشجوی.فردوسی.
و رجوع به گروی زره شود.